بادوستم رفتیم سر کلاس ریاضی1دوستم رفت ته کلاس نشست منم بعدش واردشدم ودیدم که هرکدوم ازدختراوپسرامشغول یه کارین.باماژیکی که تودستم بودچندبارزدم به وایت بوردوهمه برگشتن،با صدای بلندگفتم بشینیدسرجاهاتون.ازیکی ازدانشجوهاخواستم یه برگه آچاردربیاره و اسماشونوروش بنویسن وشروع کردم به صحبت کردن.
من:توی این کلاس نظم برای من ازهمه چیزمهمتره،توکلاسای من هیچ وقت ازگوشیاتون استفاده نمیکنید.
ترم یکیا:@@ @@ @@ @@ @@
دوستم ته کلاس:خخخخخخخ
بازم من:تا وقتی من سر کلاسم کسی ازکلاس خارج نمیشه و بعدازمنم کسی حق اومدن به کلاسو نداره.یدفه دربازشدویکی اومدتو.
من:آقاازجلسه بعدتشریف بیارید.
اون:استاد بخدا جلسه اوله،ازین به بعدزودترمیام
من:اینجادانشگاست،مهدکودک نیست هر وقت بخاید بیاید،ازجلسه بعد زودتر بیاید.(خودشو کشت ولی راش ندادم)
لیست اسامیو برداشتم که یه نفر تیکه انداخت:ارتش که نیست
برگشتم(بااخم شدید):کی مزه انداخت؟
دانشجو هااز ترس جیکشون درنمیومد.
چندبار سرمو تکون دادم و گفتم دونمره ازامتحانتونوکم میکنم یادبگیریددیگه مزه نندازید.(شروع کردن به التماس کردن و دوست مزه پرانشونو مثل کلم فروختن.منم نامردی نکردم گفتم وسایلتوجمع کن برودرسو حذفش کن)
مزه پران:استادتوروخدامن که چیزی نگفتم.استاددیگه حرف نمیزنم(بعداز کلی التماس دلم واسش سوخت بهش یه پروژه دادم بره انجام بده جلسه بعد بیاره ولی ازون دونمره کم کردم ازکل کلاسم یه نمره)
دانشجوها:@@ @@ @@ @@ @@
بازم دوستم اندرته کلاس:خخخخخخخ
یدفه استاداومدتوکلاسومنودیدویه نگاه به کلاسوهمچنین به دوستم که داشت تیکه های صندلیوازتودهنش باخلال دندون درمیاورداندخت.
استادباخنده:بعد از نه ترم هنوز آدم نشدی.
من:استاد یکم دیر تر اومده بودی میفرستادمشون برن.خخخخخ
:: موضوعات مرتبط:
جك ,
مورد داشتيم ,
سر كاري ,
خاطرات خنده دار ,
,